هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
گوزه لیم سئویرم سنی...
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید درد عشق
.gif)
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است ؟
چرا لبخندهایت آنقدر بی رنگ است ؟
اما افسوس...
هیچ نبود همیشه من بودم
و من و تنهایی پر از خاطره.
آری با تو هستم...
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی
چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!
گفتمش آغاز درد عشق چیست ؟
گفت آغازش سراسر بندگیست !
گفتمش پایان آن را هم بگو !
گفت پایانش همه شرمندگیست .
گفتمش درمانش را هم بگو !
گفت درمانی ندارد ، بی دواست !
گفتمش یک اندکی تسکین آن ؟
گفت تسکینش همه سوز و فناست ! خط خطی شده در چهارشنبه 23 دی 1388ساعت
8:40 PM توسط دریا یادگاری (28)|


